محمد الريشهري

510

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

اللّهُمَّ إنّى أعوذُ بِكَ . . . مِن سُقمٍ يَشغَلُنى ، و مِن صِحَّةٍ تُلهينى . « 1 » خداوندا ! به تو پناه مىبرم . . . از ناتن‌درستىاى كه به خويش مشغولم دارد و از تن‌درستىاى كه به بازىام سرگرم سازد . 2 . كيفر در نظام حكيمانه هستى مشاهده مىكنيم كه بيمارى براى كسانى كه زمينه تربيتى را در نفس و روان خويش تباه نساخته‌اند چنان كه توضيح داده شد به كنار زدن پرده‌هاى غفلت و آگاهى افزون‌تر و سازندگى مىانجامد ؛ امّا براى كسانى كه بدان پايه از آلودگى روحى دچار شده‌اند كه جانشان اصلاح و تربيت را بر نمىتابد ، همين بيمارى ، نوعى كيفر الهى به شمار مىرود ، چنان كه امام صادق عليه السلام ، در حديثى كه گذشت ، از آن با عنوان " بيمارى كيفر " ياد كرد . امام رضا عليه السلام نيز درباره نقش بيمارى براى آنان كه استعداد بهره‌گيرى مثبت از آن را دارند و آنان كه چنين قابليتى را دارا نيستند ، فرموده است : المَرَضُ لِلمُؤمِنِ تَطهيرٌ و رَحمَةٌ ، ولِلكافِرِ تَعذيبٌ و لَعنَةٌ . « 2 » بيمارى براى مؤمن ، تطهير و رحمت ، و براى كافر ، عذاب و لعنت است . 3 . عامل مرگ گاه در بيمارى ، نه حكمتى تربيتى نهفته است ، و نه فلسفه‌اى كيفرى ، بلكه مرگ را در پى مىآورد . امّا در نظام آفرينش ، مرگ هم بدون حكمت نيست ؛ چه ، همه بايد بميرند : " كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ * ؛ « 3 » كسى طعم مرگ را خواهد چشيد " .

--> ( 1 ) مهج الدعوات : ص 132 . ( 2 ) ر . ك : دانش‌نامه احاديث پزشكى : ج 1 ص 147 ح 179 . ( 3 ) انبيا : آيه 35 .